تبلیغات
مذهبی - اجتماعی - طلاق از نظر قرآن و فقه اهل بیت علیه السلام‏
 
مذهبی - اجتماعی
یا ضامن آهو .. یا ثامن الحجج مددی ،ای امام رئوف، ای کریم ای ضامن غربا و ای غریب الغربا
درباره وبلاگ


السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)

مدیر وبلاگ : بابا بیسون
نظرسنجی
دولتمردان در حال حاضر چه مشکلاتی را می بایست حل کنند ؟







هوالعلیم


طلاق از نظر قرآن و فقه اهل بیت علیه السلام‏

منابع مقاله:

کتاب   : تفسیر حكیم جلد ششم

نوشته  : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

اولین نكته‏اى كه از آیه 229 سوره بقره استفاده مى‏شود این است كه طلاق رجعى تا دو بار است بیشتر نمى‏تواند صورت بگیرد «مرتان» و پس از آن طلاق بائن خواهد بود.

براى هر بار طلاق رجعى، مرد به حكم قرآن مجید وظیفه دارد یا زن را به زندگى مشترك باز گرداند و با او به صورتى شایسته زندگى را ادامه دهد، و یا وى را به طرز نیكو رها كند، تا دور از تعدى و ستم به زندگى‏اش ادامه و در رفاه وخوشى لازم باشد،

فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ‏

چنانچه طلاق براى بار سوم واقع شود، شوهر نمى‏تواند به زن رجوع كند، مگر این كه زن شوهرى دیگر اختیار و با این شوهر دوم حق هم‏خوابگى انجام گیرد، و اگر شوهر دوم زنش را طلاق داد، زن با میل و اختیارش حق دارد به ازدواج شوهر اولش درآید.

فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَها فَلا جُناحَ عَلَیْهِما أَنْ یَتَراجَعا.

اسلام با این قانون عادت زشت مردان روزگار جاهلیت را كه از این رهگذر زنانشان را مورد آزار و اذیت قرار مى‏دادند و با طلاق و مراجعه مكرر، آزادى آنان را سلب و حرمتشان را هتك و حقوق انسانى آنان را پایمال مى‏كردند از میان برداشت و پرونده آن را براى همیشه بست، و زن را از آن بدبختى و مظلومیت نجات داد.

همه مسلمانان باید بدانند كه شارع مقدس طلاقى را كه مشروع و صحیح دانسته طلاقى است كه باید دو بار و هر بار به طور جدا صورت بگیرد «مرتان» نه دو بار دریك مجلس و یك دفعه.

مرد باید به این معنا توجه داشته باشد در برگرداندن زن در طلاق رجعى، خواه به شكل رجوع و خواه به شكل عقد جدید، باید به نحو شایسته رجوع كند نه به قصد زیان زدن به زن و آزار او فامساك بمعروف.

و چون رهایش كند تا عده‏اش پایان یابد چه در طلاق اول و چه در طلاق دوم باید به نیكى و اداى همه حقوق مالى و با محبت و خوشنامى باشد نه دشمنى و بدگوئى «او تسریح باحسان»

 

بطلان دو و سه طلاق در یك مجلس‏

بسیارى از فقهاى فریقین بر این اعتقادند كه در اجراى صیغه طلاق جمع: «انت طالق ثلاثة» جز یك طلاق واقع نمى‏شود، چنان كه ابن عباس نقل مى‏كند:

«طلق ركانة زوجته ثلاثا فى مجلس واحد فحزن علیها حزناً شدیداً فساله رسول الله (ص) كیف طلقتها؟ قال طلقتها ثلاثاً فى مجلس واحد قال: انما تلك طلقة واحدة فارتجعها:» «1»

ركانه همسرش را یكجا سه طلاقه كرد، آنگاه به شدت از این كه همسرش را از دست داده ناراحت شد، پیامبر خدا از او پرسید صیغه طلاق را چگونه جارى كردى؟ پاسخ داد سه طلاق را یكجا بر زبان راندم، حضرت فرمود: این یك طلاق حساب مى‏شود به همسرت رجوع كن و زندگى را با او از سر بگیر.

زرارة از امام باقر یا حضرت صادق روایت مى‏كند كه از حضرت باقر یا امام صادق پرسیدم از مردى كه:

«طلق امرأته ثلاثا فى مجلس واحد و هى طاهر قال هى واحدة:» «2»

همسرش را در یك جلسه سه طلاقه كرد و این طلاق در طهارت همسرش واقع شد، حضرت فرمود این یك طلاق حساب مى‏شود.

گروهى از امامیه مانند سیدمرتضى و ابن عقیل و سلار و ابن حمزه گفته‏اند طلاق جمع بدعت و باطل است و هر گاه با لفظ ثلاث و اثنین گفته شود نه یك طلاق حساب مى‏شود و نه بیشتر.

ائمه اربعه اهل سنت فتوا داده‏اند كه: سه طلاق در یك مجلس اگر چه حرام یا مكروه باشد واقع مى‏شود. «3»

ابن عباس مى‏گوید: در زمان رسول خدا و حكومت ابوبكر تا دو سال از سلطنت عمر سه طلاق یكى به حساب مى‏آمد و از آن به بعد عمر آن را جائز شمرد و به شكل قانون درآورد.

در صورتى كه نسائى از محمدبن لبید نقل مى‏كند:

«اخبر رسول الله عن رجل طلق امرأته ثلاث تطلیقات جمیعاً فقام غضبان ثم قال: ایلعب بكتاب الله و انا بین اظهركم؟ حتى قام رجل آخر فقال یا رسول الله الا اقتله؟»

پیامبر از مردى كه همسرش را در یك مجلس سه طلاقه كرده بود خبر داد، سپس خشمگین و عصبانى برخاست و فرمود: در حالى كه من بین شما هستم با كتاب خدا بازى مى‏شود، كار به جائى رسید كه مردى برخاست و گفت اى پیامبر خدا آیا نباید او را بكشم؟

 

تصمیم خلاف كتاب خدا

با توجه به این كه سخت‏گیرى اسلام در مورد طلاق براى این است كه كانون گرم خانواده‏ها به آسانى متلاشى نشود، ما پیروان مكتب اهل‏بیت در شگفتیم چه مصلحت ضرورى و ملزمى ایجاب كرد كه جناب عمر با این كه قرآن با كلمه «مرتان» مسئله طلاق را در دو مرتبه با دارا بودن عدّه حكم داده است آن را جائز ندانست و در برابر حكم خداوند حكمى از نزد خود ارائه كرد، در حالى كه سنت و سیره نبوى جواز سه طلاقه را در یك مجلس بازیچه قرار دادن كتاب خدا و دین معرفى كرد!

شیوه طلاق بر اساس كتاب خدا در میان مسلمانان تا دو سال از حكومت عمر رواج داشت ولى ایشان یك مرتبه تصمیم گرفت سه طلاق را در یك مجلس قانونى و بدین وسیله در هدم و تخریب كانون خانواده‏ها اقدام نماید؟!

ابن‏تیمیه كه در تعصب و علم كردن امور غیر دینى به عنوان دین مشهور است مى‏گوید:

«و لو رأى عمر عبث المسلمین فى تحلیل المبانة لمطلقها ثلاثاً لعاد الى ما كان علیه الامر فى عهد رسول الله:» «3»

اگر عمر مى‏دید كه جواز سه طلاق در یك مجلس چه بلائى بر سر خانواده‏ها و متلاشى كردن آنها مى‏آورد قطعاً حكم را به همان صورتى كه زمان رسول خدا بر اساس قرآن بود برمى‏گردانید.

خوشبختانه دانشمندان آگاه و غیر متعصب به این حقیقت پى برده‏اند كه حكم عمر عامل تخریب بناى خانواده، و بى‏سرپرست شدن فرزندان، و آثار سوء دیگر است، لذا آن را كان لم یكن و باطل انگاشته فتوا به نادرستى آن داده‏اند، چنان كه در مصر قانون احوال شخصیه برخلاف حكم عمر تنظیم شده است.

مفتى اعظم مصر مرحوم شلتوت كه سال‏ها نیز ریاست دانشگاه الازهر را به عهده داشت مى‏نویسد:

پژوهشگر واقع‏بین در بیشتر موارد در مذهب شیعه دلائل محكمى مى‏یابد كه با اهداف شریعت در جهت اصلاح خانواده و جامعه سازگار است و او را به سوى این مذهب جذب و هدایت مى‏نماید. «4»

 

داستانى شگفت در طلاق‏

چند سالى محرر این تفسیر براى تبلیغ به انگلستان مى‏رفتم، یكى از سال‏ها در مجلسى از مجالس عرب زبان شیعه شركت كردم، سخنرانى با بیانى رسا و ذكر مصیبتى هنرمندانه براى آن جمعیت سخنرانى داشت، پرسیدم این سخنران كیست‏ و از كدام كشور است؟ پاسخ دادند از اهالى قاهره مصر است، و شغلش دادیارى و قضاوت در محاكم مصر بوده ولى پس از آن كه مذهب اهل‏سنت را رها كرد و مشرف به مكتب اهل‏بیت شد به جرم تشیع او را از محكمه اخراج كرده و همه حقوقش را از بین بردند.

به دیدارش مشتاق شدم، از داستانى كه بخاطر قبول مكتب اهل‏بیت كه تنها مكتب حق در همه جهان است برایش پیش آمده پرسیدم؟ پاسخ داد: روزى مرد و زن جوانى مسیحى براى طلاق به دادگاه مراجعه كردند، و از آنجا كه در مسیحیت طلاق جز در موردى كه زن به شوهر خیانت كند و دامن با ارتباط با مرد دیگر آلوده كند وجود ندارد دادخواست طلاق دادند، با زن صحبت كردم از وضع و وجناتش پیدا بود اهل خیانت نیست، با مرد سخن گفتم اصرار بر این داشت كه خیانت واقع شده، از او اثبات مسئله را همراه با دلیل و بینه خواستم، درخواست مهلت كرد، ولى برایم روشن بود كه از طرف مرد به آن زن افترا و تهمت وارد مى‏شود، در هر صورت به مرد گفتم مكتب غیر منطقى دارید كه اولًا طلاق در آن نیست و زن یا مرد تا آخر عمر باید بسوزند و بسازند، ثانیاً وقتى مرد علاقه‏مند به جدائى شد مى‏تواند با تهمت زدن به زن از زن جدا شود، گفت مكتب شما اهل سنت غیر منطقى‏تر است، زیرا اثبات تهمت به زن مسیحى از طرف شوهر ممكن است نیاز به زمان طولانى داشته باشد و چه بسا اثباتش غیر ممكن باشد و طلاق صورت نگیرد، اما قانون شما مى‏گوید مرد بدون این كه زن كمترین تأثیرى داشته باشد مى‏تواند در یك لحظه با گفتن انت طالق ثلاثه از زن جدا شود، و همسرش را پس از سال‏ها زحمت براى شوهر و آوردن فرزند رها كند، آیا آئین مسیحیت غیر منطقى است یا آئین شما، من پس از این گفتار به فكر فرو رفتم و سخن او را در ردّ فقه اهل سنت به ویژه در باب طلاق منطقى یافتم، به چند مكتب فقهى مراجعه كردم، مكتب اهل‏بیت را بسیار محكم و استوار و مطابق قرآن مجید دیدم، این مذهب را اختیار كردم و شیعه شدم، وقتى حكومت از تشیع من با خبر شد، مرا از اداره بیرون كرد و همه حقوقم را قطع نمود، شیعیان قاهره مرا با آغوش باز پذیرفتند، و از من براى سخنرانى در مجالسشان دعوت كردند، به لطف حق و عنایت اهل‏بیت مورد محبت شیعه چه در قاهره چه در خارج قرار گرفتم، از طریق مجالس ماه رمضان و محرم و صفر زندگى‏ام بهتر از زمان كارمندى‏ام در دادگسترى مصر اداره مى‏شود، و حتى حقوق بازنشستگى‏ام را نیز جبران كرد.

«الطَّلاقُ مَرَّتانِ:» مفهوم مرتان فاصله دو طلاق از یكدیگر با عدّه نگاه داشتن است، ظاهر آیه و روایات اهل‏بیت وجوب تفاوت زمانى میان طلاق‏هاست پس اگر در یك مجلس و با یك صیغه دو یا سه طلاق واقع شود فقط حكم یك طلاق را دارد.

«فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ، أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ،» كلامى كوتاه، رسا، بلیغ، محكم و استوار و در بردارنده دو حكم همراه با دو قید است: معروف، احسان.

«امساك:» محكم و قوى داشتن، «تَسْرِیحٌ:» یكباره رها كردن با قید معروف كنار كلمه امساك دوام و پیوستگى نوعى از رشته زوجیت را پس از دو طلاق اعلام مى‏دارد، و با قید احسان در كنار كلمه تسریح رفع حكم زوجیت است كه حتماً باید با نیكى و خوبى و مراعات حقوق انجام بگیرد، و كمترین ضرر و خسارتى متوجه زن نشود.

از ظاهر كلمه تسریح استفاده مى‏شود كه منظور رهائى نهائى و بریده شدن علقه زوجیت و معطوف به جمله فامساك بمعروف و مقابل آن است، و شامل طلاق سوم مى‏باشد، روى این حساب جمله فأن طلقها در آیه بعد تفریع و بیان از تسریح است، و اگر مقصود از تسریح طلاق سوم نباشد چه معناى متناسب و بلیغى در بر دارد كه شایسته كلام خدا باشد؟

المیزان مى‏گوید: در این آیه عنایت لطیفى بكار رفته كه امساك و تسریح با دو كلمه «بمعروف» و «باحسان» مقید شده و این دو قید اشاره به این است كه نگاه‏دارى زن و بازگشت دادن او به زوجیت گاهى ممكن است به قصد ضرر زدن به او باشد، به این صورت كه مردى زنش را طلاق دهد، همین كه نزدیك تمام شدن ایام عده شد رجوع كند، باز او را طلاق دهد و دوباره رجوع نماید، تا زن مورد آزار قرار گیرد، این گونه نگاه داشتن سبب زیان زدن و پایمال كردن شخصیت زن و خلاف معروف بوده و در شریعت اسلام كه قوانینش حافظ حقوق همه جانبه است ممنوع مى‏باشد، و آن امساكى را كه شرع اجازه مى‏دهد این است كه رجوع به منظور یك نوع التیام باشد و موجب انس و آرامش خاطرى گردد كه خدا براى زن و شوهر خواسته است.

همچنین تسریح كه به معناى رها كردن زن است ممكن است به صورت زشت و منكرى انجام گیرد، چنان كه عوامل خشم و غضب در آن مؤثر بوده و به صورت انتقام درآید، ولى تسریحى كه در قانون اسلام تجویز مى‏شود آن است كه به طور متعارف و براساس اصول عقلائى انجام گیرد و در نظر شرع منكر نباشد و این همان تسریح به معروف است كه در آیه دیگر مى‏فرماید:

فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ‏ ولى در این آیه مورد بحث به مناسبت جمله‏اى كه بعداً مى‏فرماید:

وَ لا یَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَیْتُمُوهُنَّ شَیْئاً به جاى معروف كلمه باحسان آمده و احسان معنائى زائد بر معناى معروف دارد.

توضیح آن كه: اساساً تقیید به معروف و احسان براى پیش‏گیرى از فسادهائى است كه ممكن است در اثر سوء استفاده از حكم شرعى بروز كند، مثلا در مورد امساك ممكن است زن به قصد آزار دیدن و اذیت نگاه داشته شود، لذا حكم‏ امساك با لغت معروف مقید شده تا از این گونه اعمال غرض‏ها جلوگیرى شود، و در مورد تسریح ممكن است شوهر بخشى از مهریه‏ى زن را ندهد و او را رها كند و بسا این عمل در میان مردمى رایج گردد، به صورتى كه زشت ننماید و خلاف متعارف نباشد، به همین جهت قید به معروف در كنار تسریح براى جلوگیرى از آن كافى نیست، لذا در این مورد به مناسبت این كه بلافاصله مى‏فرماید وَ لا یَحِلُّ لَكُمْ .... [براى شما حلال نیست از آنچه به ایشان به عنوان مهریه داده‏اید چیزى بگیرید]

حكم تسریح به كلمه‏ى احسان مقید شده است. إِلَّا أَنْ یَخافا أَلَّا یُقِیما حُدُودَ اللَّهِ‏ منظور از «خوف و ترس» گمان غالب و مقصود از «حدود الله» واجبات و محرمات است و ترس از اقامه نكردن حدود الهى به این است كه اخلاق زن و شوهر كاملًا مختلف و لوازم نیازهایشان متفاوت باشد، و در نتیجه از یكدیگر احساس دشمنى و ناسازگارى نمایند.

فَإِنْ خِفْتُمْ: شاید نكته این كه در كلمه خفتم به جاى لفظ تثنیه یخافا لفظ جمع آورده شده این است كه در مورد ترس از عدم اقامه حدود، باید به صورتى باشد كه عرف مردم و عادت آنان چنین ترسى را تصدیق كند، نه این كه یك نفر در اثر هوسبازى یا وسوسه یا امثال آنها ادعاى ترس نماید.

آرى این است حدود خدا كه بازگرداندن زن باید به طور شایسته، و رها كردنش به صورتى نیك و بر اساس قاعده احسان باشد، و هر كس از حدود خدا تجاوز كند قطعاًجزء گروه ستمكاران است.

در هر صورت از آیه شریفه مى‏توان این نكته بسیار مهم را استفاده كرد كه نباید میان احكام فقهى و اصول اخلاقى جدائى انداخت، به طورى كه در مقام‏ عمل فقط به ظواهر احكام و مسائل خشك قناعت شود، چه این كار مصالح تشریع را باطل كرده و غرض دین را كه سعادت در زندگى است از بین مى‏برد، زن و مرد باید بدانند كه اسلام دین كردار و عمل است نه دین گفتار و ادعا، و شریعت عمل است نه شریعت فریضه، و علت سقوط و انحطاط مسلمانان این است كه فقط به كالبد احكام اكتفا كرده و از جان و حقیقت آنها اعراض كرده‏اند، دلیل این مطلب آیه‏اى است كه بعد از این به فاصله یك آیه مى‏فرماید: وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ‏ یعنى هر كس از احكام طلاق و رجوع سوء استفاده كند و در مقام اضرار بر زن برآید به خودش ستم نموده است.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- قرطبى ج 3 ص 131.

(2)- وسائل ج 22 ص 61.

(3)- صحیح مسلم، ج 2، ص 1099، حدیث 15 الى 17

(3)- النص و الاجتهاد 213.

(4)- رسالة الاسلام سال 11 شماره یك ص 108 مفصل مباحث طلاق را به تفسیر جامع آیات الاحكام قربانى لاهیجى جلد دهم ببینید.

 

پایگاه عرفان



نوع مطلب : ازدواج و طلاق، اجتماعی ، 
برچسب ها : طلاق، فقه اسلامی، روایات، حکم خدا، مذهبی اجتماعی، منفورترین، عامل تخریب،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396 07:43 ب.ظ
Yesterday, while I was at work, my sister stole my
iphone and tested to see if it can survive a 25 foot drop, just
so she can be a youtube sensation. My apple
ipad is now broken and she has 83 views. I know this is
totally off topic but I had to share it with someone!
سه شنبه 14 شهریور 1396 05:35 ب.ظ
We're a group of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your web site offered us with valuable information to work on. You've performed an impressive job and our whole group can be thankful to you.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 08:13 ق.ظ
We are a bunch of volunteers and opening a brand new
scheme in our community. Your site provided us with valuable info to
work on. You have performed a formidable activity and our
whole community will probably be thankful to you.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزاروبلاگ

فال حافظ


.

استخاره با قرآن
استخاره با قرآن

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.